جلال جلالى زاده

113

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

إيواء : سكنى دادن شخصى در زير سقفى كه خود در آن زندگى مىكند . أنفال / 26 ، كهف / 10 ب بائن : جدا شدن بر دو قسم است : بينونت صغرى و بينونت كبرى . بئر معطن : چاهى كه براى سيراب كردن شتران حفر شده باشد . بئر ناضح : چاهى كه با شتر از آن آب مىكشند . بخر : بوى دهن . باضعه : زخم عميقى در پوست سر كه عمق آن كمتر از جراحت « سمحاق » است . باغى : كسى كه بر حكومت اسلامى خروج كند . بدعت : امرى مرتبط با امور شرعى كه در شريعت اسلامى نتوان براى آن اصلى يافت . بدنه : يك نفر شتر . به دو : باديه‌نشين ، داراى احكامى است : 1 - سفر و اقامت ، رخصت در سفر ، وجوب نماز جمعه ، وقت ذبح قربانى ، امامت باديه‌نشين براى شهرى ، گواهى باديه‌نشين براى شهرى . حج / 25 بدل : در معاملات معوض هريك از عوضين را بدل مىگويند ، مثلا بيع بدل ثمن است و ثمن بدل بيع ، عوض . بدل : چيزى كه جايگزين ديگرى مىشود ، ثمن ، بدل در بيع است چه مال يا پول ، عوض بدلى است كه از آن استفاده مىشود هرچيزى كه باشد . بدل حيلوله : هرگاه غاصب نتواند مال غصبى را به مالكش برگرداند بايد بدل و عوض آن را به صاحبش بدهد كه آن را بدل حيلوله مىگويند . برائت : خالى بودن از چيزى ، دورىكردن از چيزى كه از مجاورت آن بيزار است ، جدا شدن ، خارج شدن ، پاكى ذمهء افراد در برابر تعهد . اقسام برائت : برائت از دين ، رحم ، تهمت ، ذمه . نساء / 112 ، توبه / 1